جزوه گرامر برای مکالمه زبان انگلیسی

 

جزوه گرامر برای مکالمه زبان انگلیسیجزوه گرامر برای مکالمه زبان انگلیسی

گردآوری: سعید عنایت پور

رایگان

 

اولين گام در جهت آموزش زبان، يادگيری گرامر ميباشد خوشبختانه کتابهای بيشماری در زمينه زبان انگليسی و ساير زبانها در کشور ما وجود دارد. نکته شايان ذکر در مورد اين جزوه اينست که مطالب از سطح بسيار ساده شروع شده و گرامر تا سطح بالايی آموزش داده ميشود لذا برای افراد مبتدی بسيار مناسب بوده و افرادی که قبلا انگليسی را به خوبی آموزش ديده اند ميتوانند از اين مطالب به عنوان يک مجموعه کامل گرد آوری شده جهت مرور آنچه از قبل ميدانند استفاده کنند. وجه تمايز اين جزوه با ساير جزوات گرامر موجود اينست که روند کار به نحوی طراحی شده که در انتها، خواننده مبتدی به آسانی انگليسی را مکالمه کند و خواننده قويتر بهبود چشمگيری در مکالمه خود احساس نمايد.

تفاوت ديگری که خواننده در حين مطالعه اين جزوه درخواهد يافت اينست که، به عنوان مثال آموزش زمانها که غالبا کار مشکلی ميباشد در اين جزوه به نحوی ارائه شده است که در چند مرحله در جاهای مختلف بيان شده تا باعث خستگی خواننده نشود. لذا دروسی مثل زمانها يا درس قيد، نه به طور تکراری بلکه با روندی پيشرفتی در چند مرحله در طول جزوه بيان شده اند.
 

password: www.zabanamoozan.com

 

آموزش الفبای انگلیسی با Disney learning The Alphabet


آموزش الفبای انگلیسی Disney Alphabetآموزش الفبای انگلیسی با
Disney learning The Alphabet

رایگان، 11 مگابایت

این یکی از مجموعه کتابهای آموزشی کمپانی معروف Disney است که در ساخت کارتون ها و نیز مجموعه های آموزشی کودکان بسیار شناخته شده و فعال است.

این کتاب مصور و رنگی که در آن از شخصیت های کارتونی و انیمیشن های کمپانی دیزنی استفاده شده است، به آموزش الفبای زبان انگلیسی به ساده ترین و جذاب ترین شکل ممکن پرداخته است . 

در کنار آموزش، تمرینها و فعالیت هایی برای یادگیری بهتر با استفاده از تصاویر رنگی و همچنین نحوه نوشتن حروف انگلیسی (بزرگ و کوچک) آموزش داده میشود
.
 

 

افعال کمکی (معین)

افعال کمکی (معین)

افعال کمکی یا معین (auxiliary verbs) معمولاً قبل از یک فعل دیگر (فعل اصلی) در جمله قرار می‌گیرند و کارشان کمک به فعل اصلی جمله در تشکیل عبارات فعلی می‌باشد.

افعال کمکی را می‌توان به دو دسته تقسیم نمود:
 

افعال کمکی اصلی

be, have, do

افعال کمکی وجهی

must
ought to
used to

shall
should

may
might

can
could

will
would

 

ویژگیهای افعال کمکی

الف) افعال کمکی اصلی

حالت سوم شخص مفرد (-s form)، گذشته ساده و اسم مفعول (قسمت سوم فعل) آنها نامنظم (بی قاعده) است:
 

PAST PARTICIPLE

PAST TENSE

-S FORM

 

be:

have:

do:

been

had

done

was / were

had

did

is

has

does

ب) افعال کمکی وجهی

1در حالت سوم شخص مفرد (بر خلاف افعال معمولی) -s نمی‌گیرند:

  •  She can play the piano quite well. (not: She cans ...) 
     

  • He must work harder. (not: He musts ...)

 

2- در جملات پرسشی و منفی، از فعل کمکی دیگری استفاده نمی‌کنند:

  • What would you buy if you won the lottery?
    (not: What did you would buy ...)

3- هیچگاه to بعد از آنها قرار نمی‌گیرد (به استثنای ought to و used to):

  • You should phone the police immediately. (not: you should to phone ...) 
     

4- هیچگاه -ed یا -ing نمی‌گیرند:

 mustingmusted

5- هیچگاه با همدیگر به کار برده نمی‌شوند:

  • might could wash the car.

 

قابلیت های مختلف افعال کمکی

1- برای منفی کردن یک جمله کافی است پس از فعل کمکی، not اضافه کنید و یا از حالت مخفف آن استفاده کنید:

 She will come  She will not (won't) come.

2- برای پرسشی کردن یک جمله، فعل کمکی را قبل از فاعل جمله قرار دهید:

 She will come → Will she come?

3- گاهی می‌توان فعل اصلی پس از فعل کمکی را حذف کرد به شرط آنکه معنی آن (با توجه به شرایط) واضح باشد:

  • 'Will she come tonight?' 'No, she can't.' (='she can't come.') 
     

  • 'I've never been to China. Have you?'

ساعت

ساعت

پرسيدن ساعت
 

  • What time is it?

  • Where's the time, please?

  • Can you tell me the time, please?

 

بيان ساعت

راههای مختلفی برای بيان ساعت وجود دارد:

1- استفاده از past و to
 

2:15

a quarter past two

2:30

half past two

2:05

five past two

 

 

 

2:40

twenty to three

2:55

five to three

2:45

a quarter to three


وقتي عقربه دقيقه شمار دقيقاً  روي 5، 10، 15، 20 و ... قرار نمی‌گيرد (مثلاً 12، 24 و ...) در اينصورت از minutes استفاده می‌شود:
 

3:04

four minutes past three

12:54

six minutes to one


2- استفاده از ساختار hour+minutes:

 It's 7.30  (seven thirty)

 It's 5.25  (five twenty-five)

 It's 2.42  (two fourty-two)

 It's 9.53  (nine fifty-three)

3- استفاده از o'clock

وقتي ساعت کامل می‌شود (عقربه دقيقه شمار دقيقاً روي 12 قرار می‌گيرد)، از o'clockاستفاده می‌شود:

  
It's two o'clock


4- استفاده از a.m. و p.m.

وقتي بخواهيم روز يا شب را مشخص کنيم از a.m. (برای روز) و p.m. (برای شب) استفاده می‌کنيم:
 

It's two p.m.

It's two a.m.

مشکلات سلامتی


 

 

معنی لغات

sore  دردناکsore throat   گلو درد
hurt  درد کردن، آسیب رساندن، آسیب دیده
cough  سرفهbackache   کمردرد
headache   سردردcramp  گرفتگی عضله
cold   سرما خوردگیstuffy  گرفته، کیپ
runny  آبریزstomachache   شکم درد
fever  تبtemperature  تب
cut  بریدن، بریدگی 

 

ضرب المثل های انگلیسی

ضرب المثل های انگلیسی

ضرب المثلها بخش مهمی از فرهنگ و زبان یک ملت را شامل می شوند و اغلب به شکل یک نثر کوتاه بیان می شوند و استفاده از آنها در گفتار و شنیدار موجب جذاب تر شدن آنها می شود.

 

ضرب المثل های انگلیسیFirst catch your hare, then cook him

مرغی که در هواست نباید به سیخ کشید


To run with the hare and hunt with the hounds

یکی به میخ و یکی به نعل زدن


To carry coals to Newcastle

زیره به کرمان بردن


To go with the stream

همرنگ جماعت شدن


To move heaven and Earth

آسمان را به زمین دوختن


Physician, heal thyself

کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی


To milk the ram

آب در هاون سائیدن


Spare the rod and spoil the child

کسی که بچه خود را نزند روزی به سینه خود خواهد زد


The shoemaker's wife goes the worst shod

کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد


Half a loaf is better than no bread

کاچی به از هیچ چیز است


When in Rome, do as the Romans do

خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو


To get out of bed on the wrong side

از دنده چپ برخاستن


There is honour among thieves

سگ سگ را نمی خورد


One should not look a gift horse in the mouth

دندان اسب پیشکشی را نمی شمارند


Strike while the iron is hot

تا تنور گرم است باید نان پخت


One swallow does not make summer

با یک گل بهار نمی شود


Light come, light go

باد آورده را باد می برد


His bread is buttered on both sides

نانش در روغن است


He is a button short

یک تخته اش کم است


To put the cart before the horse

سرنا را از ته گشاد آن زدن


To dance to a person's tune

به ساز کسی رقصیدن


 Bargain is bargain

حساب حساب است، كاكا برادر 


nothing ventured, nothing gained

نابرده رنج گنج میسر نمیشود


He is a dog in the manager

نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد


Like water off a duck's back

چون گردکان بر گنبد


Like a duck in thunderstorm

مثل خر در گل مانده


All is well that ends well

شاهنامه آخرش خوش است


Birds of a feather flock together

کبوتر با کبوتر باز با باز


To bite a file

آب در هاون سائیدن


To have a finger in every pie

نخود هر آشی بودن


His fingers are all thumbs

دست و پا چلفتی است


no news is good news

بی خبری خوش خبری است


To pour oil on the fire

آتش را دامن زدن


There is no smoke without fire

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها


Don't bite the hand that feeds you

نمک خوردی نمکدان مشکن


To fall from the frying pan into the fire

از چاه درآمدن و در چاله افتادن


A burnt child dreads the fire

مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد
 


انگلیسی در سفر

انگلیسی در سفر

 

At a Hotel

در هتل

 

Bell hop or bell boy

پیشخدمت، شخصی که به هنگام ورود شما به هتل، چمدانهای شما را حمل می کند و به درخواستهای شما رسیدگی میکند.

 

The bell boy put our suitcases on the cars as we got out of the taxi and entered the hotel.

پسر خدمتکار چمدانها را به محض پیاده شدن ما از تاکسی و ورود به هتل برداشت.

 


To check in

این عمل در ابتدای اقامت در هتل انجام میشود. وقتی شما اتاق رزرو کردید باید برای گرفتن کلید ثبت نام کنید.

 

What is the earliest time we can check in at your hotel?

نزدیک ترین زمان برای ثبت نام اتاق هتل کی است؟

 


To check out

این عمل در پایان اقامت شما انجام می شود. وقتی شما تسویه می کنید، هزینه ی هتل را می پردازید و کلیدها را تحویل میدهید.

 

Don’t forget to turn in your key when you check out.

یادتان نرود که هنگام تسویه حساب کلیدها را تحویل دهید.

 


Room service

در بیشتر هتل ها معمولا با هزینه های بالا، غذا را به اتاق می آورند.

 

I don’t feel like going out for dinner. Let’s stay in and order room service.

من حوصله ی رفتن به بیرون برای ناهار را ندارم. بهتر است سفارش سرویس اتاق را بدهیم.

 


Wake up call

تماس تلفنی است که توسط هتل به منظور بیدار باش برای رسیدن به یک جلسه یا پرواز برقرار می شود. شما می توانیدتماس بیدار باش را از پذیرش درخواست کنید.

 

I don’t want to miss my flight tomorrow, so I’m going to ask for a wake up call at 5 am.

نمیخواهم پرواز فردا را از دست بدهم بنابراین میخواهم درخواست تماس بیدار باش در ساعت 5 صبح را بدهم.

 


Maid 

خدمتکار، خانمی که بعد از ترک شما اتاق را تمیز می کند.

 

John left a tip for the maid when he checked out of his hotel.

جان زمان تسویه به خدمتکار هتل انعام داد.

 

 


To book a room

به رزرو اتاق هتل از پیش می گویند.

 

If you visit New York City in the summer, you should book a room in advance because it’s a busy time of year in the Big Apple.

اگر شما در تابستان از شهر نیویورک بازدید می کنید،باید از پیش اتاق رزرو کنید، چون در هتل Big apple از زمانهای شلوغ سال است.
 

 

 

At the Airport

در فرودگاه

 

Shuttle bus

اتوبوس کوچکی که شما را از یک ترمینال به ترمینال دیگری می برد.

 

We got off the plane and jumped on a shuttle bus to get to other terminal for our connecting flight.

از هواپیما پیاده شدیم و سوار اتوبوس خطی شدیم که به پرواز دیگرمان برسیم.

 


To take off

به برخاستن هواپیما از زمین و شروع سفر می گویند.

 

What time does your plane take off tomorrow?

فردا چه ساعتی هواپیمایتان برمیخیزد؟

 

 


To touch down

لحظه ای که هواپیمایتان با باند فرودگاه برخورد می کند وبرای بار اول به مقصد می رسد.

 

When we touched down in L.A., I turned on my cell phone to get my messages.

وقتی در فرودگاه لوس آنجلس فرود آمدیم، تلفن همراهم را روشن کردم تا پیغام هایم را دریافت کنم.

 


To have a layover

وقتی در یک فرودگاه توقف می کنید و هواپیمایتان را برای رسیدن به مقصد نهایی عوض می کنید.

 

Mary has had a long day. She had a layover in New York on her way home to Boston.

ماری روزی طولانی داشته. او در نیویورک برای رسیدن به خانه اش در بوستون توقفی داشته است.

 


To see someone off

بدرقه کردن کسی که در حال رفتن به مسافرت است.

 

Dan’s mom saw him off this morning at the airport.

مادر دان امروز صبح او را در فرودگاه بدرقه کرد.

 


Red-eye

پروازی که در اواخر شب انجام می شود و بعد از صبح به مقصد می رسد.

 

The cheapest and most convenient flights across the United States are usually red-eyes.

ارزانترین و راحتترین پروازها به مقصد ایالات متحده معمولا پرواز شب هستند.

 


Elbow room

فضایی در هواپیما بین محل استراحت شما و همسایه تان.

 

There is only one airline that offers enough elbow room.

فقط یک خط هوایی وجود دارد که فضای کافی برای استراحت دارد.

 


To set off

زمانی که شما سفری را شروع می کنید.

 

When did you set off on your journey around the world?

چه زمانی عازم سفر دور دنیا می شوید؟

 


Baggage claim

جایی است که بعد از پیاده شدن از هواپیما میتوانید چمدانهای بررسی شده را بردارید. نام دیگرش Luggage carousel است.

 

After everyone got off the flight they went down to the baggage claim to get their luggage.

بعد از اینکه همه از هواپیما پیاده شدند به طرف محل تقاضای چمدان رفتند تا اسبابشان را تحویل بگیرند.
 

 

 

On Public Transportation

در وسایل حمل و نقل عمومی

 

در حمل و نقل عمومی نامهای زیادی برای سفر با قطارهای زیر زمینی در ایالات متحده وجود دارد که عبارتند از:

The subway (New York City)

The T (Boston):

BART (San Francisco)

The Metro (Washington, D.C)

 


To hop on the subway

به معنی سریع سوار شدن در قطار یا مترو است.

 

Instead of hailing a cab, you should hop on the subway to get to 42nd street.

به جای تاکسی خبر کردن، سریع سوار مترو شو تا به خیابان چهل و دوم برسی.

 


Fare

کرایه، مقداری پول برای گرفتن بلیط مترو یا اتوبوس است.

 

The fare for one ride on the T in Boston is $2.50.

کرایه ی مترو در بوستون 2.5 دلار است.

 


Turnstile

دری است که معمولا در ورودیه ی متروها وجود دارد و اجازه ی عبور یک نفر را در آن واحد می دهد.

 

You can’t get through the turnstile without swiping your card.

شما بدون کشیدن کارت نمی توانید از ورودیه ی گردان در مترو بگذرید.

 


Local train

قطار محلی (در تمام ایستگاهها توقف می کند.)

 

To get from Union Square to 28th street, you should take a local subway.

برای رفتن از میدان Union به خیابان بیست و هشتم باید سوار متروی محلی شوی.

 


Express train

یک قطار سریع السیر که فقط در ایستگاههای خاصی توقف می کند و معمولا ایستگاههای شلوغی هستند.

 

The downtown express train will get you from 86th street to 59th street in a few minutes.

قطار سریع السیر مرکز شهر تا چند دقیقه ی دیگر از خیابان هشتاد و ششم به خیابان پنجاه و نهم می رسد.

 


Uptown train Downtown train

این نام ها نشان دهنده ی مسیری است که یک متروی خاص در نیویورک حرکت می کند.

 

Where can I get an uptown train?

کجا می توانم سوار قطار بالا شهر شوم؟

 


Inbound train/ Outbound train

این نامها نشان دهنده ی مسیری است که یک مترو در مسیر ویژه ی بوستون حرکت می کند.

 

To get from Harvard Square to Boston Common, you need to take an inbound Red Line T.

برای رفتن از میدان Harvard به روستای بوستون، باید سوار مترویRed line  شوید.

 


To swipe your card

کشیدن کارت، شما کارتتان را برای ورود به مترو در ماشین کارت خوان ورودیه می کشید

 

Many tourists have trouble swiping their fare card in the New York City subway.

اکثر جهان گردان در کشیدن کارت کرایه مترو در شهر نیو یورک مشکل دارند.

 


To hail a cab

تاکسی گرفتن، با خبر کردن راننده تاکسی برای سوار شدن در آن

 

It’s almost impossible to hail a cab when it rains.

معمولا در زمان های بارش باران تاکسی گرفتن غیر ممکن است.

 


A cabbie

به راننده تاکسی می گویند

 

Cabbies in New York don’t like to make trips to Brooklyn because they think it’s a waste of time.

در نیو یورک راننده تاکسی ها علاقه ای به رفتن به Brooklyn ندارند چون به نظرشان وقت تلف کردن است.
 

 

 

On the Road

در جاده

 

Neck of the woods

به معنی منطقه، ناحیه یا همسایگی است

 

I will call you when I get to your neck of the woods.

وقتی به نزدیکی های شما رسیدم تماس میگیرم

 


To make a pit stop

توقف کوتاهی برای صرف غذا، نوشیدن یا حمام کردن

 

Can we make a pit stop at the next exit? I want to grab a snack.

آیا در خروجی بعدی می توانیم برای مدت کوتاهی توقف داشته باشیم؟ می خواهم یک خوراکی بگیرم.

 


To hit the road

آغاز کردن یک سفر

 

Come on, let’s hit the road. It’s already 10am and we need to be there by 2pm.

زود باش بیا بزنیم به جاده. الان ساعت 10 صبح است و تا 2 بعد از ظهر باید آنجا باشیم.

 


To take a road trip

به مسافرتی که با ماشین و برای چند ساعت، یا حتی چند ماه انجام میشود میگویند.

 

We took a month-long road trip around the United States when we were in college.

وقتی دانشجو بودیم مسافرت یک ماهه ای را با ماشین دور ایالات متحده رفتیم.

 


To fill it up

به پر کردن کامل باک می گویند.

 

A: How much gas do you need?

چقدر بنزین نیاز دارید؟

B: Just fill it up, please!

پرش کنید لطفا!

 


To hit the open road

به شروع یک مسافرت با ماشین می گویند.

 

After a weekend of classes, he was happy to leave and hit the open road.

بعد از یک هفته  کلاس های پشت سر هم، برای رفتن به مسافرت با ماشین بسیار خوشحال بود.
 

 

 

General Travel Vocab and Expressions

اصطلاحات عمومی و واژگان سفر

 

To get away

به رها شدن از زندگی روزمره و شروع یک سفر می گویند.

 

I have been working too hard this summer. I really need to get away.

من تمام طول تابستان را سخت کار کردم و نیاز به یک استراحت دارم.

 


To be homesick

به زمانی می گویند که در مسافرت هستید و دلتان برای خانه تنگ شده باشد.

 

The kid was homesick after two weeks at camp.

آن بچه بعد از دو هفته اقامت در اردوگاه دلش برای خانه تنگ شده بود.

 


Souvenir 

چیزهایی که در سفر برای یادآوری خاطرات سفر میخرید را می گویند.

 

I bought a scarf as a souvenir when I went to France.

وقتی به فرانسه سفر کرده بودم یک روسری به عنوان سوغاتی خریدم.

 


To have itchy feet

وقتی شما اوقات سختی را در اقامت در جایی میگذرانید و خواستار سفر کردن و دیدن مکان های جدید هستید، می گویند که شما یک جا بند نمی شوید.

 

My friend Joe can’t stay in one place. He is always moving around. He has itchy feet.

دوستم جو نمی تواند در یک مکان بماند و همیشه دوست دارد به جاهای مختلف برود و یک جا بند نمی شود.

 


Off the beaten path

 مکانی که معمولا کسی به آنجا سفر نمی کند، 
دور افتاده

 

I don’t like to visit the usual tourist attractions. I prefer to go to places that are off the beaten path.

من زیاد به جاذبه های توریستی شناخته شده علاقه ندارم. ترجیح میدهم به مکانهای دور افتاده سفر کنم.

 


To travel light

سبک سفر کردن، بدون بار و بنه مسافرت کردن

 

If you go hiking this summer, remember to travel light.

اگر این تابستان قصد رفتن به پیاده روی داری، بدون بار و بنه برو.

اعداد در زبان انگلیسی

اعداد در زبان انگلیسی

اعداد در زبان انگلیسیاعداد را می توان به دو دسته اصلی تقسیم بندی کرد: اعداد اصلیCardinal Numbers که همان اعداد معمولی هستند و اعداد ترتیبیOrdinal Numbers که ترتیب قرار گرفتن چیزی را در یک ردیف یا سـری نشان می دهد (مثلا "هفتم").

 

Cardinal Numbers    اعداد اصلی

0

zero, nought

1

one 

2

two 

3

three 

4

four 

5

five 

6

six 

7

seven 

8

eight 

9

nine 

10

ten 

11

eleven 

12

twelve 

13

thirteen 

14

fourteen 

15

fifteen 

16

sixteen 

17

seventeen 

18

eighteen 

19

nineteen 

20

twenty 

30

thirty 

40

forty 

50

fifty 

60

sixty 

70

seventy 

80

eighty 

90

ninety 

100

hundred 
(one hundred)

1,000

thousand 

10,000

ten thousand 

100,000

a hundred thousand

1,000,000

million 

1,000,000,000

billion 

 

Oardinal Numbers    اعداد ترتیبی

 

 
1stfirst 
2ndsecond 
3rdthird 
4thfourth 
5thfifth 
6thsixth 
7thseventh 
8theighth 
9thninth 
10thtenth 
11theleventh
12thtwelfth
13ththirteenth
14thfourteenth
15thfifteenth
16thsixteenth
17thseventeenth
18theighteenth
19thnineteenth
20thtwentieth
21sttwenty-first
22ndtwenty-second
23rdtwenty-third
24thtwenty-fourth
30ththirtieth
31stthirty-first
40thfortieth
50thfiftieth
60thsixtieth
70thseventieth
80theightieth
90thninetieth
100thhundredth
101sthundred and first
162ndhundred and sixty-second
200thtwo hundredth
1,000ththousandth
1,000,000thmillionth
1,000,000,000thbillionth

 

 


  یک نکته

اعدادی که بعد از hundred می آیند، در انگلیسی بریتانیایی با andهمراه می شوند ولی در انگلیسی آمریکایی معمولا and را به کار نمی برند:

      British English
     120 = one hundred and twenty

      American English
     120 = one hundred twenty

ضمایر در زبان انگلیسی


ضماير فاعلی

 

جمع

مفرد

 

weI

اول شخص

youyou

دوم شخص

they

he, she, it

سوم شخص

 

 


  چند نکته

1- همه ضماير شخصی (فاعلی، مفعولی و...) به استثناء it در مورد انسان به کار گرفته می‌شوند. (they هم می‌تواند به انسان و هم به اشياء اشاره کند.)

2- ضمير I هميشه بصورت بزرگ نوشته می‌شود، حتی اگر در وسط يک جمله بکار گرفته شود:

  • Am I right?


 

ضماير مفعولی

فاعلمفعول

I

me

you

you

he

him

she

her

it

it

we

us

they

them

اگر چه اين ضماير را ضماير مفعولی می‌ناميم، اما آنها به جز در جای مفعول در هر جای ديگری هم می‌توانند قرار بگيرند، مثلاً بعد از فعل يا بعد از يک حرف اضافه:

  • Our teacher was angry with us(معلممان از دست ما عصبانی بود.)
     

  • Give me a ring tomorrow. (فردا به من زنگ بزن.)
     

  • When he comes in, please tell him I phoned. (هر وقت آمد، لطفاً به او بگوييد که من زنگ زدم.)
     

  • I'm older than you(من از تو بزرگترم.)
     

  • 'I'm hungry.'  'Me too.' («من گرسنه‌ام.»  «من هم همينطور.»)

 


  یک نکته

هنگاميکه از ضماير شخصی به همراه and استفاده می‌کنيم، مؤدبانه‌تر اين است که ضماير I و we را بعد از اسامی و ضماير ديگر بکار ببريم:

you and I,  my father and I,  them and us

همچنين you را بايد قبل از اسامی و ضماير ديگر به کار برد:

you and your wife,  you and her


ضماير ملكی و صفات ملكی

ضماير ملكی و صفات ملكی نشان می‌دهند که چه چيزی به چه کسی تعلق دارد.

 

 (I)

(you)

(he)(she)(it)(we)(they)

صفات ملکی

myyourhisheritsourtheir

ضماير ملکی

mineyourshishers-ourstheirs

 

توجه داشته باشيد که صفات ملکی هميشه قبل از يک اسم می‌آيند (به همين دليل صفت ناميده می‌شوند) ولی ضمير ملکی جانشين صفت ملکی+اسم می‌شود و می‌تواند به تنهايی به عنوان فاعل، مفعول و ... قرار بگيرد (به همين دليل ضمير ناميده می‌شود).

چند مثال:

  • This is my book. (اين كتاب من است.) 
    This book is mine
    (اين کتاب مال من است.)

  • This is her purse(اين کيف اوست.)This is hers(اين مال اوست.)

  • Are those your pens? No, these are his(ضمير ملکی)

 

ضماير انعکاسی

کلماتی که به -self و -selves ختم می‌شوند ضماير انعکاسی ناميده می‌شوند و عبارتنداز:

 

جمع (-selves)

ourselves

خودمان

yourselves

خودتان

themselves

خودشان

مفرد (-self)

myself

خودم

yourself

خودت

himself

خودش (مذکر)

herself

خودش (مؤنث)

itself

خودش (اشياء)

توجه داشته باشيد که در ضماير انعکاسی عمل به فاعل جمله برمی‌گردد و در واقع مفعول همان فاعل است:

  • He cut himself(خودش را زخمی کرد.)
     

  • You should be ashamed of yourself(بايد از خودت خجالت بکشی.)
     

  • Help yourselves(از خودتان پذيرايی کنيد. )
     

  • We blame ourselves.  (ما خودمان را مقصر می‌دانيم.)
     

استفاده از ضماير انعکاسی برای تأکيد

از ضماير انعکاسی می‌توان برای تأکيد روی يک اسم، ضمير يا عبارت اسمی استفاده کرد که در اين حالت بعد از آنها در جمله قرار می‌گيرند:

  • I can do it myself(من خودم می‌توانم اين کار را انجام دهم.)
     

  • We can repair the roof ourselves(ما می‌توانيم خودمان سقف را تعمير کنيم.)
     

  • The film itself wasn't very good but I liked the music. (خود فيلم خيلی خوب نبود ولی از موسيقی آن خوشم آمد.)

 

ضماير ديگر

1- ضماير اشاره‌ای، شامل: these، that، this و those.

مثال:

  • Is this your T-shirt?

 

2- ضماير نسبی، شامل: when ،whom ،whose ،who ،that ،which و where.

مثال:

  • The school that I went to is in the centre of the city.

 

3- ضماير پرسشی، شامل: when، where، why، what، who و whatever.

مثال:

  • What time is it?

 

4- ضماير دوطرفه، شامل each other و one another:

مثال:

  • They love each other.

 

5- ضماير نامعين، شامل none، nobody، nothing، someone، somebody، something،anyone، anybody، anything و no one:

مثال:

  • Nobody knew what to do.

 

اسمهای قابل شمارش و غیر قابل شمارش :

اسمهای قابل شمارش و غیر قابل شمارش :
هر اسمی به غیر از اسم معنا (اسم معنا مانند  information   که از فعل درست شده است ) و اسم را تکه تکه کنیم عوض نشود ،غیر قابل شمارش است مانند :گچ  chalk  که تکه تکه کنیم باز گچ است  ، یا کاغذ که پاره پاره کنیم باز کاغذ است و غیر قابل شمارش است .
اما « در » قابل شمارش است زیرا قابل تکه تکه کردن نیست
===============================
اسمهای غیر قابل شمارش :
1- تمامی مایعات
2- تمامی فلزات
3- هر چیزی که آب بخورد خمیر میشود (مانند گچ ،کیک،برنج ،کاغذ ، بیسکویت و ... )
4- کلمه money چون کاغذ است غیر قابل شمارش میباشد  (سکه قابل شمارش است )
5- هر چیزی که دانه ای نمی خریم غیر قابل شمارش است (نخود ، برنج ،لپه ،عدس ،و کلا حبوبات )
( در انگلیسی به علت دانه ای خریدن سیب و قاچی خریدن هندوانه  آنها را قابل شمارش در نظر میگیرند )
6- کره و پنیر و بستنی غیر قابل شمارشند
توجه : اسمهای غیر قابل شمارش جمع بسته نمی شوند بلکه قالب یا ظرف در کنار اینها جمع بسته میشود
================================
tooth paste
جمع بسته نمی شود
 
a tube of tooth paste
کله tube مفرد است
 
two tubes of tooth paste
کله tubes جمع است
قالب جمع بسته میشود نه مقلوب
(ظرف جمع بسته میشود نه مظروف  زیرا مظروف «tooth paste »  غیر قابل شمارش است )
 
a bar of soap
two bars of soap
 
a bottle of ink
two bottles of ink
==================================
کلمه question قبال شمارش است
===================================
 
 

 


اسمها

اسم‌ها گسترده‌ترين اقسام کلمات را تشکيل مي‌دهند. بطور کلی‌ در زبان انگليسی‌ مي‌توان اسامی‌ را در دو دسته طبقه‌بندی‌ کرد: اسامی‌ قابل شمارش و اسامی‌ غير قابل شمارش:

اسامی‌ قابل شمارش آن دسته از اسامی‌ هستند که می‌توانند شمرده شوند. اين بدين معنی‌ است که مي‌تواند بيش از يکی‌ از آنها وجود داشته باشد.

اسامی‌ غير قابل شمارش اسامی‌ هستند که قابل شمردن نيستند (مانند water يا آب). اين اسامی‌ تنها بصورت مفرد بکار می‌روند و حالت جمع ندارند.

 

چند مثال

1- اسامی‌ قابل شمارش:

 

جمع

مفرد

the boys

the boy

some answers

an answer

those cars

that car

2- اسامی‌ غير قابل شمارش:

 

paper, wood, coal, silk, wool, cotton

بسياری‌ از مواد و مصالح

gold, iron, silver, steel

فلزات

fish, fruit, sugar, meat, cheese, bread

مواد غذايی‌

water, oil, milk, tea, air, steam, oxygen

مايعات و گازها

money, music, noise, land, hair, ice, snow

چيزهای‌ ديگر

 

ويژگيهای‌ اسامی‌ قابل شمارش و غير قابل شمارش

اسمهای‌ قابل شمارش:

1- مي‌توانند به دنبال an، a يا one بيايند.

2- مي‌توانند به دنبال these، few، many و those بيايند.

3- مي‌توانند به دنبال يک عدد (مثلاً two ،three و ...) بيايند.

مثال:

 

غير قابل شمارش

قابل شمارش

(not: ... a good work.)

I have a good job.

(not: ... Those foods.)

Those meals were delicious.

(not: ... two breads.)

I bought two loaves.

 

اسمهای‌ غير قابل شمارش:

1- نمي‌توانند با حروف تعريف نامعين (a و an) بکار روند، بلکه بايد با some مورد استفاده قرار بگيرند.

2- مي‌توانند به دنبال much و little بيايند.

3- به راحتی‌ می‌توانند به دنبال اصطلاحاتی‌ از قبيل most of the، all of the، all theو half the بيايند.

مثال:

 

قابل شمارش

غير قابل شمارش

(not: ... made of trees.)

It's made of wood.

(not: ... too much vehicle.)

There's too much traffic.

(not: ... all the table.)

I sold all the furniture.

 

 


  چند نکته

1- می تـوان بسيـاری‌ از اسم های غير قابل شمارش را بـا استفـاده از بعضی کلمات و عبارات، به قابل شمارش تبديل کرد. از جمله می‌توان به
 a piece of ، a bit of ، a little bit of،‌ pieces of و bits of اشاره کرد:

  • I bought a piece of furniture at the market.

  • I want to give you two bits of advice.

2- لغت news مانند يک اسم جمع به نظر مي‌رسد، ولی در حقيقت يک اسم مفرد غير قابل شمارش است:

  • There is no important news in the newspapers.


 

جمع

بيشتر اسمها قابل شمارش هستند و می‌توانند به صورت جمع درآيند. معمولاً برای‌ اينکه يک اسم مفرد به صورت جمع درآيد، يک -s به انتهای‌ آن اضافه می‌کنيم:

cat, cats
face, faces
boy, boys

ولی‌ آن دسته از اسامی‌ که به ch، x، z، s يا sh ختم می‌شوند، -es می‌گيرند:

bus, buses
box, boxes
brush, brushes
watch, watches

در ضمن اسمهايی‌ کـه به يک حرف بي‌صدا و y ختم می‌شوند، y را حذف کرده و به جای‌ آن ies می‌گذاريم:

baby, babies
country, countries
fly, flies
try, tries

اسامی‌ جمع بی‌قاعده

1- بعضی‌ از اسمها را با تغيير حروف صدادار آنها، به حالت جمع در می‌آوريم:

 

مفرد

جمع

 
man

menمرد(ها)
woman

womenزن‌(ها)
mouse

miceموش(ها)
foot

feetپا(ها)
tooth

teethدندان(ها)
goose

geeseغاز(ها)

2- بسياری‌ از اسمهايی‌ که به -f يا -fe ختم می‌شوند، هنگام جمع اين -f يا -fe به -vesتبديل می‌شود:

calfcalves

گوساله(ها)

half

halvesنيمه‌(ها)
knife

knivesچاقو(ها)
leaf

leavesبرگ(ها)
life

livesجان(ها)
loaf

loavesقرص(های‌) نان
shelf

shelvesقفسه(ها)
thief

thievesدزد(ها)
wife

wivesهمسر(ها)
wolf

wolvesگرگ(ها)

3- اسم بعضی‌ از حيوانات در حالت جمع هيچ تغييری‌ نمی‌کند:

deer     آهو(ها)
sheep  
گوسفند(ها)
fish  
ماهی‌(ها)

و نيز آن دسته از اسامی‌ مليتها که به -ese يا -ss ختم می‌شوند:
 

a Chinese

يک چينی‌

two Chinese

دو چينی‌

one Swissيک سوييسی‌

some Swissچند سوييسی‌

همچنين آن دسته از اسامی‌ که به اعداد و مقياسها اشاره مي‌کنند، هنگاميکه بعد از يک عدد و ... واقع می‌شوند:

two hundred
three dozen

4- بسياری‌ از اسمهايی‌ که ريشه خارجی‌ دارند (مثلاً لاتين، فرانسه يا يونانی‌)، گاهی‌ حالت جمع خود را حفظ می‌کنند:
 

cactus

cacti/cactuses

octopus

octopi/octopuses
syllabus

syllabi/syllabuses
alga

algae
larva

larvae
nebula

nebulae
index

indices/indexes
analysis

analyses
thesis

theses
phenomenon

phenomena

 

حالت ملكی‌

اسمها دارای‌ يك حالت ملكی‌ می‌باشند كه در آن به اسمهای‌ مفرد (و نيز اسامی‌ جمعی‌ كه به s ختم نمي‌شوند) 's و به اسامی‌ جمع -' (يک آپاستروف) اضافه می‌شود:

  • my daughter's room  اتاق دخترم
    my daughters' room  اتاق دخترهايم

  • men's clothes  لباسهای‌ مردانه

  • your friend's new car  ماشين جديد دوستتان

  • the boy's teacher  معلم آن پسر

  • the students' hostel  خوابگاه دانشجويان

حالت ملکی‌ را اغلب به صورت ديگری‌ هم می‌توان بيان کرد: (قاعده: X's Y= the of X)

my daughters' room = the room of my daughters
the ship's side = the side of the ship

اما بهتر است آنجا که صحبت از انسان، گروههای‌ انسانی‌ (مانند دولتها، کميته‌ها، هيئتها و...)، کشورها، حيوانات و... به ميان می‌آيد از همان ساختار X's Y استفاده شود.